بهمن ۱۳۹۹

علم و فلسفه, یادداشت

سه تحلیل در علم دینی- بخش اول

 تولید علم دینی، تفکر در اصول و چارچوب‌های فرهنگ اسلام برای رسیدن به دانش است که این اتفاق آغاز شده ­است. این بسیار مهم‌تر از فتح قله‌های علم مدرن است. اگرچه ما باید قله‌های علم مدرن را هم فتح کنیم، ولی مهم‌تر از آن، این است که تفکر در پارادایم و چارچوب‌های اندیشه‌ای جدید آغاز شده و این تفکر، سرآغاز تولید علم دینی و شکستن تک‌صدایی در این عرصه است. غرب راهی را به ‌عنوان تنها راه برای نجات و سعادت بشر تصویر ­کرده ­بود که راه جدایی از مسیر دین و انبیا است.

علم و فلسفه, یادداشت

ماهیت علوم انسانی مدرن – بخش اول

ما تا زمانی که به مسائل اساسی فکر نکنیم، راهی برای پیشرفت و کمال آینده باز نمی‌شود. ما در شرایطی نیستیم که از موقعیت خودمان خوشحال باشیم یا موقعیت خودمان را بستاییم یا بخواهیم در پیشرفت‌هایی که برای ما پدید می‌آید، مرتب جشن بگیریم. وضعیت کنونی کشور ما، وضعیت کار است؛ کاری بی‌وقفه که باید بدون هیچ چشم‌داشت و انتظاری برای قرن‌های آینده زحمت کشید. در غیر این صورت، اگر به دست‌آوردهایی که تا به ‌حال داشته‌ایم غرّه شویم و به آن‌ها بسنده کنیم، متأسفانه آینده‌ای نخواهیم داشت.

فرهنگ و اجتماع

تطورات معنای علم و علوم انسانی در جهان مدرن و جهان اسلام – بخش اول

قبل از ورود به موضوع اصلی بحث، یعنی چیستی علوم انسانی اسلامی، لازم است ابتدا به معنای علم و علوم انسانی و تطورات آن در حدود دو قرن اخیر بپردازیم. بعد از آن می‌توانیم بررسی کنیم که اسلامی بودن علم و یا علوم انسانی چه معنایی می‌تواند داشته باشد.

فرهنگ و اجتماع, یادداشت

تحلیل جامعه‌شناختی و انتقادی ماهیت علم مدرن – بخش اول

بحث ما تحلیل جامعه‌شناختی علم مدرن با نظر به نقصان‌ها و مشکلاتی است که در فرایند توسعه و بسط خود پیدا کرده¬ است. به ‌عنوان مقدمه، ابتدا مطالبی درباره معنای تحلیل جامعه‌شناختی علم و معرفت و پیامدهای این نوع فهم بیان می‌شود.

علم و فلسفه, یادداشت

تأملاتی پیرامون امکان یا عدم امکان تأسیس علوم انسانی اسلامی – بخش اول

در باب امکان یا عدم امکان تأسیس «علم دینی»، چند محور قابل‌طرح است: اولاً، پرسش اصلی چیست؟ ثانیاً، دلایل و انگیزه‌های طرح شدن مسئله چیست؟ ثالثاً، محل نزاع کجاست؟ ما درباره چه چیزی بحث می‌کنیم؟ آیا ما علم دینی می‌خواهیم یا علم جدید دینی می‌خواهیم؟ وقتی از علم دینی صحبت می‌شود، مفردات این ترکیب مبهم است؛ یعنی معلوم نیست که مرادمان از علم و دین چیست. به همین جهت، ترکیب علم دینی برای ما مبهم خواهد بود.
در معنای علم دینی و علم جدید دینی و معیارهای آن آشفتگی و ابهامات بسیار زیادی وجود دارد که می‌خواهم به برخی از آن‌ها اشاره‌کنم. در برخی اوقات، بحث دینی سازی علم یا اسلامی سازی علوم جدید با یک بحث دیگر خلط¬ شده ¬است و آن بومی‌سازی است. مقوله دیگری که بحث را آشفته می‌کند، این پرسش است که آیا دینی سازی علم یا اسلامی سازی علوم، یعنی اسلامی کردن علوم موجود یا تأسیس علومی جدید؟

پیمایش به بالا