جایگاه علوم انسانی در پیریزی تمدن نوین اسلامی – بخش اول
جایگاه علوم انسانی در پیریزی تمدن نوین اسلامی تمدن معاصر غربی پدیدهای است که جوامع اسلامی در مقطع تاریخی کنونی […]
جایگاه علوم انسانی در پیریزی تمدن نوین اسلامی تمدن معاصر غربی پدیدهای است که جوامع اسلامی در مقطع تاریخی کنونی […]
ابهامات در تعریف علم دینی فرق است میان اسلامی سازی علوم و تأسیس علوم جدید. معمولاً این دو را به
موضوع سخن بنده، مبانی نظری غرب مدرن است. قبل از این بحث، لازم است دو مقدمه مطرح کنم. یک مقدمه
بحث در امکان علم دینی است و اینکه چرا این موضوع در زمان ما اهمیت و ضرورت دارد. وقتی به
جهتگیری معرفت بشری در جبهه حق و باطل دوگانگیِ محسوس در این درگیریها، دو مسیر با دو برآیند پیچیده
علوم انسانی، حافظ عهد تجدد عهدی که شکست، برای خودش علومی داشت؛ کلام و اخلاق و فقه داشت. آن علوم
علم دینی از زاویه جامعهشناسی معرفت زاویه دیگر، بحث جامعهشناسانه است که در آن، از جامعهشناسی معرفت بحث میشود و
مرگ آگاهی، یگانه راه عمل به عهد الهی چه کسی میتواند از این تعیّنات دربیاید و آن را به مقصد
تأملاتی پیرامون امکان یا عدم امکان تأسیس علوم انسانی اسلامی – بخش دوم معنا و مفهوم دین یک ابهام دیگر
تولید علم دینی، تفکر در اصول و چارچوبهای فرهنگ اسلام برای رسیدن به دانش است که این اتفاق آغاز شده است. این بسیار مهمتر از فتح قلههای علم مدرن است. اگرچه ما باید قلههای علم مدرن را هم فتح کنیم، ولی مهمتر از آن، این است که تفکر در پارادایم و چارچوبهای اندیشهای جدید آغاز شده و این تفکر، سرآغاز تولید علم دینی و شکستن تکصدایی در این عرصه است. غرب راهی را به عنوان تنها راه برای نجات و سعادت بشر تصویر کرده بود که راه جدایی از مسیر دین و انبیا است.