در باب امکان یا عدم امکان تأسیس «علم دینی»، چند محور قابلطرح است: اولاً، پرسش اصلی چیست؟ ثانیاً، دلایل و انگیزههای طرح شدن مسئله چیست؟ ثالثاً، محل نزاع کجاست؟ ما درباره چه چیزی بحث میکنیم؟ آیا ما علم دینی میخواهیم یا علم جدید دینی میخواهیم؟ وقتی از علم دینی صحبت میشود، مفردات این ترکیب مبهم است؛ یعنی معلوم نیست که مرادمان از علم و دین چیست. به همین جهت، ترکیب علم دینی برای ما مبهم خواهد بود.
در معنای علم دینی و علم جدید دینی و معیارهای آن آشفتگی و ابهامات بسیار زیادی وجود دارد که میخواهم به برخی از آنها اشارهکنم. در برخی اوقات، بحث دینی سازی علم یا اسلامی سازی علوم جدید با یک بحث دیگر خلط¬ شده ¬است و آن بومیسازی است. مقوله دیگری که بحث را آشفته میکند، این پرسش است که آیا دینی سازی علم یا اسلامی سازی علوم، یعنی اسلامی کردن علوم موجود یا تأسیس علومی جدید؟